صفحات

یکشنبه ۲۷ مهٔ ۲۰۱۲

ناطق نوری قهر کرد



نه فلفلی، نه قلقلی، نه مرغ زرد كاكلی، هیچکی باهاش رفیق نبود.

این عکس جلسه ی افتتاحیه مجلس نهم است امروز یکشنبه ۷ خرداد، لحظه‌ای که احمدی نژاد برای شروع سخنرانی حاضر می‌‌شود و ناطق نوری (رئیس دفتر بازرسی مقام رهبری) که اینجا پشت به دوربین قرار دارد با چهره‌ای برافروخته صحن مجلس را ترک می‌‌کند.

این عکس دو حاشیه دارد: نخست لبخند بسیار معنی‌ دار و رضایت بخش لاریجانی و دوم نگاه نگران و کمی‌ خشم آلود محسنی اژه ای
به دوربین عکاسی.

شنبه ۲۶ مهٔ ۲۰۱۲

شیر‌های سنگی‌ و آثار تاریخی منطقه بیرگان را نجات دهید


به زودی منطقه ی بیرگان که محل
روستای اجدادی من در چهارمحال بختیاری است به زیر آب می‌‌رود، تا کنون هیچ اقدامی برای خارج کردن شیرهای سنگی‌ معروف و آثار تاریخی این منطقه نشده است پروژه ی سد و تونل سوم کوهرنگ به مراحل انتهایی خودش نزدیک می‌‌شود.

زمین‌های کشاورزی و باغ‌های روستایان برای متوقف کردن کشاورزی توسط لودر به شدت تخریب شده و ضربات جبران ناپذیری به اکوسیستم بسیار غنی این منطقه زده است.

روستایان منطقه ی بیرگان در ازای دریافت پول مجبور به ترک منطقه شده اند، اما هستند کسانی‌ که در این منطقه مانده اند و در مقابل تخلیه ی آن مقاومت می‌‌کنند، بسیاری از خانه‌ها تخریب شده اند.

در جریان حفاری تونل در این منطقه که سابقه‌ ی کشف اشیا تاریخی‌ فراوانی دارد یکی‌ از سرچشمه‌های اصلی‌ آب در چشمه مروارید در اثر اشتباهات فنی‌ کور شد.

منطقه ییلاقی بیرگان در جنوب غربی چهارمحال وبختیاری که محل احداث این پروژه میباشد شامل 24 پارجه آبادی و صدها سکونتگاه یا وارگه است -
در عرف زندگی کوچ نشینی «وارگه » منطقه ای مشخص، دارای حداقل امکانات دسترسی به آب، داشتن مرتع و اشراف بر محیط است که به همچون ملک شخصی عشایر دارای حد و مرز و معمولا سنگچین مختصری  می باشد  ـ  از دیر باز به عنوان یکی از کانونهای مهم اجتماعی عشایر بختیاری محسوب میشد.

شرایط مناسب زندگی سابقه سکونت چندین هزارساله انسان را در جای جای آن نشان می دهد که   و فور تپه های باستانی و بقایای سیستم آبرسانی زیر زمینی و سایر محوطه های تاریخی نشان از تاریخ طولانی منطقه دارد  تعداد آثار ثبت شده تاریخی در حوزه آبگیری سد کوهرنگ 3 به 41 اثردر معرض  تهدید  میرسد ـ که متاسفانه نه تنها تاکنون این محوطه ها مورد کاوش قرار نگرفته است بلکه بسیاری از محوطه های حایز اهمیت دیگری نیز در این محدوده وجود دارد که هنوز در فهرست میراث فرهنگی  به ثبت  نرسیده اند ـ

پنجشنبه ۲۴ مهٔ ۲۰۱۲

رسم آیینی قربانی کردن پسران در ارگ بم/ جسد‌هایی که جا مانده اند


تحقیقات سال‌های گذشته باستان شناسان از کشف ۶۸ جسد در دیوارهای ارگ بم خبر می‌‌دهد که که احتمالاً قربانی یک رسم آیینی ناشناخته در شهر بم هستند.

این اجساد که بعضا بصورت زنده به گور دفن شده اند، اکثرا بین ۱ تا ۵ ساله اند و شامل دوره زمانی‌ از گذشته تا حدود دویست سال پیش یا مربوط به بازه زمانی پس از مرمت حصار در اثر حمله افغان‌ها تا زمان ارگ در دوره قاجار هستند.

اخیرا جسد دو نوزاد دیگر در ارگ بم یافته شده مربوط به سال‌های پس از زلزله سال 1382، که احتمالاً هنگام کشف اجساد، شش ماه تا حداکثر دو سال بیشتر از زمان مرگ و تدفین آنان نگذشته است.

دکتر محمد مرتضایی گفته است که سال 1372 وقتی در ارگ مشغول مطالعات بوده خودش دیده است که نیروهای نگهبانی دم در خانم‌هایی را گرفته بودند که قصد تدفین بچه در ارگ را داشته‌اند.

اجساد قدیمی‌ تر کودکان در کفن‌های نقش دار دفن شده اند و می‌‌دانیم که بصورت شرعی کفن مسلمان نمی‌‌تواند منقوش باشد.

در طی‌ حفاری‌های گذشته پنج جمجمه انسان بالغ هم به صورت جداگانه پیدا شده که فقط جمجمه بوده و بدن ندارند و این موضوع را پیچیده‌تر می‌کند.


به گفته ی باستان شناسان در دو مورد، یکی از این کودکان با دستش خاک را چنگ زده و دیگری حتی کفنش را پاره کرده است.

امیرمحسن محمدی








سه‌شنبه ۲۲ مهٔ ۲۰۱۲

کارگران ایران پانزده سال بعد از دوم خرداد



اگر کمی‌، فقط کمی‌ می‌‌فهمیدیم اینکه پدر یک خانواده ۳ سال گذشته را صبح رفته کارخانه، عصر خودش را از چشم زن و بچه‌اش گم و گور کرده و نصفه شب خوابیده در رختخوابش تا صبح قبل از بیدار شدن خانواده فرار کند و دوباره بدون حقوق به کارخانه برگردد یعنی چه ... اگر ذره‌ای فقط ذره‌ای شرف داشتیم که بگوییم حتا در بردگی تاریخی نیز غذا و جای خواب را کارفرما تهیه می کرد و اینقدر هار نبود، اگر ثانیه‌ای صداقت داشتیم تا به دستاورد‌های واقعی‌ خاتمی برای طبقات محروم اعتراف کنیم ... کارگرانی که پانزده سال پیش گرسنه بودند اکنون دارند جان می‌‌دهند.

دوشنبه ۲۱ مهٔ ۲۰۱۲

وزارت حقوق زنان فرانسه و جوان‌ترین وزیر زن



نجات بلقاسم وزیر حقوق زنان کابینه اولاند و جوان‌ترین عضو دولت چپ گرای فرانسه است.

او فعال سوسیالیست، نویسنده، مشاور حزب سوسیالیست فرانسه
، سخنگوی مبارزات انتخاباتی خانم رویال و معاون امور جوانان و زندگی‌ اجتماعی شهردار لیون بوده است.

نجات بلقاسم از موسسه ی مطالعات سیاسی پاریس فارغ التحصیل شده و دومین فرزند یک خانواده ۷ نفره است که
 در اکتبر ۱۹۷۷ در یکی‌ از روستا‌های مراکش متولد و به همراه پدرش به عنوان یک کارگر ساختمانی به فرانسه مهاجرت کرد.

*پ.ن: نجات بلقاسم ۷ سال پیش ازدواج کرده است!

شنبه ۱۹ مهٔ ۲۰۱۲

اولین جلسه از کابینه چپ فرانسه با شلوار جین





در اولین جلسه کابینه چپ کشور فرانسه، وزیر ۳۷ ساله ی مسکن کابینه اولاند، خانم سیسیل دیولو، برای تحویل گرفتن میز با شلوار جین به کاخ الیزه رفت.
این کار موجب اعتراض شدید وزیر قبلی‌ شد که با عصبانیت به او گفت: برای تعطیلات آخر هفته نیامده‌ای که ... اینجا کاخ سلطنتی است!
در جلسه ی کابینه نیز اعضای دولت اولاند توجه ویژه‌ای به پوشیدن لباس‌های رسمی‌ نکرده بودند.
اولاند در انتخابات بار‌ها گفته بود: مى خواهم پس از سالها رنج بردن فرانسه از خودنمايى سرانش، رهبرى عادى باشم.

جمعه ۱۱ مهٔ ۲۰۱۲

استاد پرویز شهریاری در تهران در گذشت


استاد پرویز شهریاری چهرهٔ ماندگار، ریاضی‌دان، مترجم، روزنامه‌نگار، فعال سیاسی در تهران در گذشت. 

او در سال ۱۳۰۵ خورشیدی در کرمان‌زاده شد و در آغاز زندگی سیاسی و دوران پرالتهاب سیاسی دههٔ ۲۰ به مبارزهٔ سیاسی و فعالیت در جریان چپ و مارکسیستی روی آورد. در ۱۳۲۴ در نوزده‌سالگی به عضویت حزب توده ایران پذیرفته شد. پس از ۱۵ بهمن ۱۳۲۷ و سوءقصد به جان محمدرضا پهلوی موجی از دستگیری آغاز شد و در فروردین ۱۳۲۸ شهریاری که عضو حوزه‌یی به مسئولیت احسان طبری بود برای اولین بار بازداشت شد و به زندان افتاد و پس از آن بارها در دوران محمدرضا پهلوی و جمهوری اسلامی به زندان افتاد. زبان روسی را در زندان فرا گرفت و دست به تألیف و ترجمه صدها کتاب زد.

پنجشنبه ۱۰ مهٔ ۲۰۱۲

فراخوان وبلاگنویسان برای بازی وبلاگی در دفاع از آزادی بیان شاهین نجفی


تصور کنید معیار‌های برخی‌ از به اصطلاح روشنفکران ما در دنیا حاکم شود، یا باید بسیاری از هنرمندان از خواننده و فیلمساز و نویسنده و غیره را خفه کرد، آثار را ممنوع اعلام کرد یا در اصل دین و احکامش بازنگری کرد. اما راه سومی‌ وجود دارد: ما به آزادی مطلق بیان اعتقاد داریم.
امروز جمعه ما تعدادی از وبلاگ نویسان در حمایت از آزادی بیان شاهین نجفی و محکومیت حکم ارتدادی که برای او و سایر فعالان عرصه مجازی صادر شده است، هر کدام در وبلاگمان مطلبی هرچند کوتاه منتشر می‌‌کنیم شاید که نقطه ی پایانی شدیم بر حمله ی شدیدی که از دو جبهه ی اصول گرا و اصلاح طلب به "آزادی بیان" شده است.
ترجیح می‌‌دهیم مفاهیمی که در ترانه نقی‌ شاهین نجفی استفاده شده در این نوشته‌ها مورد بحث قرار بگیرد ولی‌ نه لزوماً، برای شرکت در این همگرایی، وبلاگتان
را در مورد آزادی بیان شاهین نجفی یا موارد مربوط به روز کنید هرچند کوتاه و لینک پستتان را در  این  آدرس پست کنید.

به ایونت این فراخوان در فیسبوک بپیوندید

 در همین رابطه:

آزادی بیان فتوای سیاه و سبز نمی‌‌شناسد، شاهین را نکشید

چند سانتی متر دیوار برای انقلاب، چند کامنت برای اصلاحات



فیسبوک برای ایرانی‌‌ها بایت کشی‌ می‌‌کند، عمل واقعی‌ ما از دست رفته و تن به یک دموکراسی زرد مجازی داده ایم، بالاترین هستیم که ناخودآگاه لینکی‌ را به اشتراک می‌‌گذاریم و استتوسی می‌‌نویسیم که بیشتر لایک و کامنت بگیرد، ما اسیر سلیقه زرد مخاطبین نا آگاه شدیم، رسانه‌ها هستند که سلیقه را در مخاطب بوجود می‌‌آورند اما در اینجا به علت عدم استقلال عمل روزنامه نگاران ما، این سلیقه به دست شور حسینی‌ عامه پسند داده شده است. ما فراموش کرده ایم رسانه‌ها می‌‌توانند جلوی سلیقه عمومی‌ در جهت پایبندی به اصول حرفه‌ای مقاومت کنند، همان دموکراسی بورژوا پارلمانتاریستی هم برای ما خوابی بیش نیست، ما رکن پنجم این داستان را نداریم، ما روزنامه نگاری مستقل نداریم.

لطفا مرا لایک نکنید، فیسبوک روزنامه نگاران سرشناس غیر ایرانی‌ را که می‌‌بینم خجالت می کشم، دوستانی که پروفایل‌های دوم و سوم برای خودشان درست کرده اند چه انگیزه‌ای دارند؟ چه معنی‌ دارد که دست چندم‌ترین ژورنالیست‌های ایرانی‌ برای خودشان فن پیج باز می‌‌کنند و سرشناس‌ترین ژورنالیست‌های جهان توئیتر را هم به زور بر می‌‌تابند؟ حالا بگذریم که داشتن صفحه ی فیسبوک بسیار نرمال تر از باز کردن پنج آی دی با ده‌ها هزار دوست است، آیا ما مهمان نوازیم؟ ما عاشق شهرتیم، ما برای کاسبی به فیسبوک می‌‌آیم، ما سوژه پردازی نمی‌‌کنیم ما خود سوژه هستیم.

فیسبوک را اشتباه گرفته ایم، هیچ ملتی به اندازه ی ما دوست فیسبوکی ندارد و اینقدر تنها نمانده است، معنی‌ بلاک، ریپورت، آنفرند و غیره برای ما متفاوت است، ما فکر می‌‌کنیم در مورد هرچیز باید نظر تخصصی بدهیم، با نظر هرکس مخالفیم کیبورد را توی حلقش فرو کنیم، با نظر هرکس موافقیم باید قربان صدقه ی جد و آبادش برویم، ما آدم‌ها را لایک می‌‌کنیم نه لینک‌ها را، تمام نگرانی‌ ما این است که تماسمان در فضای علنی فیسبوک به صفر برسد، می‌‌ترسیم ببینند بقیه و پشت صحنه با هم لاس می‌‌زنیم، فکر می‌‌کنیم اگر کسی‌ ما را آنفرند کرد انتهای دیکتاتور‌های جهان است، اگر بلاک کرد ما را ترور کرده است، اگر کامنتمان را دیر لایک کرد یا پاسخ نداد با دشمنمان در حال مذاکرات طوفنده و سازنده است، ما فیسبوک را با جلسه ی رهبری انقلاب یا هیأت دولت اشتباه گرفته ایم، ما فضای خصوصی و فیسبوک شخصی‌ آدم‌ها را به رسمیت نمی‌‌شناسیم، ما گند زده ایم.

 ما "همه فنّ حریف" هستیم، و یکی‌ در میان فریلنس ژورنالیست، به جای تولید روی دیوار خودمان تمام وقتمان را در هوم پیج می‌‌گذرانیم، اگر عادت‌های فیسبوکی خاص ایرانیان فیلم شود خنده زار عالم خواهیم شد، بهانه‌ای برای برای راسیسم علیه خودمان ... ما چه ملتی هستیم؟

چهارشنبه ۹ مهٔ ۲۰۱۲

آزادی بیان فتوای سیاه و سبز نمی‌‌شناسد، شاهین را نکشید


شاهین نجفی برای بازداشت سال ۸۷ من و چند نفر دیگر از رفقا نامه‌ای منتشر کرد و و نوشته بود "تاریخ شما را فراموش نخواهد کرد" ، ما فراموش شدیم و شاهین تاریخ شد.
ما گند زدیم، تقریبا یک سال و نیم بعد وقتی‌ داشتم از ایران خارج می‌‌شدم تمام مسیر "هامون" بود و تجاوز و ترانه و ...


 شما‌ها باز هم گند زدید، اگر فلان یا بهمان هنرمند سبز یا اصلاح طلب ناخنش شکسته بود شبکه‌های مجازی را اشغال می‌‌کردید و با تمام شبکه ی زنجیره‌‌ای رسانه‌های غیر مستقل تان پشتش می‌‌آمدید.


شما‌ها دوباره گند زدید، شاهین نجفی در جریانات اخیر با جنبش خیابان‌ها همراه شد، حجاب پوشید و از مجید توکلی دفاع کرد اما حالا روز روشن به قتل تهدید می‌‌شود.


شما‌ها باز هم گند زدید، آزادی بیان را مثله نکنید، با ادعای دروغ آزدیخواهی پر روی پر رو با فاشیسم مذهبی‌ همراهی می‌‌کنید، شاهین باید بتواند آزادانه کنسرت داشته باشد، به استودیو برود و با جامعه ارتباط داشته باشد، شاهین سلمان رشدی نیست که در اتاقش بنشیند و بنویسد.


اشک ریختم وقتی‌ دیدم بیش از پانصد نفر صفحه‌ای را با عنوان سر شماری داوطلبان کشتن شاهین نجفی، لایک زده اند، آیات الله صافی کیست که برای آزادی بیان فتوای قتل صادر می‌کند؟ این پاسداران در تبعید که با او همراه می‌‌شوند کیستند؟ من اینجا چه می‌کنم با این یقه ی چرکینم؟


امیرمحسن محمدی 

در همین رابطه:

فراخوان وبلاگنویسان برای بازی وبلاگی در دفاع از آزادی بیان شاهین نجفی

سه‌شنبه ۸ مهٔ ۲۰۱۲

شعــــــــــــــــر شورش رها / ناشر: ناکجا / تاریخ انتشار: ۲۰۱۲.

برای خرید نسخه ی الکترونیکی این کتاب اینجا را کلیک کنید


پلیکان‌ها به شهر ما آمدند

این وسطی که با اعتماد به نفس ایستاده اول در کف آن پشت سری‌اش بود، 
اما سمت راستی‌ عشوه گرانه از راه رسید خرش کرد و آن پشت سری بی‌ نوا وا رفت!
* فوتو: بای خودم، امروز.

دوشنبه ۷ مهٔ ۲۰۱۲

و آلتی که برای تجزیه در سرزمین بختیاری فرو شد



خوب اصلا بر فرض که در مورد فارسی‌ زبانان این نقشه را قبول می‌‌کنیم، این آلتی که در جنوب غربی ایران در سرزمین من یعنی بختیاری هم فرو کرده اند و به زور مارا خارج از ایران می‌‌خواهند به حساب بیاورند و همچنین حذف بخش زیادی از افغانستان و تاجیکستان هم به کنار، حق تعیین سرنوشت برای اقوام و ملت‌ها هم قبول، چه کسی‌ گفته که مناطق را باید از بر اساس قوم و زبان از هم جدا کرد؟ مگر همه ی کشور‌های جهان از یک قومیت و زبان تشکیل شده اند؟ از نظر من فدرالیسم قومی و نه فدرالیسم منطقه‌ای بسیار واپسگرایانه است، در باره ی ایده ی کنفدرالیسم اما بیشتر می‌‌توان حرف زد.

شنبه ۵ مهٔ ۲۰۱۲

نسل بیت: جین و جاده و قزل آلا / امیرمحسن محمدی

برای شنیدن این برنامه که نخستین بار در رادیو مارژین منتشر شده است  اینجا  را کلیک کنید
 
پانزدهم اگوست ۱۹۶۹ - حدود ۱ میلیون نفر از هیپی‌ها و طرف داران موسیقی‌ راک و بلوز از سراسر آمریکا به سمت دریاچه ی سفید در نزدیکی‌ شهر وود استاک در ... می‌رن تا برای آزادی و علیه جنگ آواز بخونن و از صلح و برابری و زندگی‌ اشتراکی حرف بزنن.
بیشتر از نصف این جمعیت توسط پلیس متوقف میشن اما با وجود هشدار ها، فرشتگان جهنم یعنی همون دسته‌های موتور سوار هایی که با ظاهر‌های متفاوت و خشن میشناسیم امنیت مراسم رو به عهده می‌‌گیرن ... پلیس نمی‌تونه حرف اضافه بزنه و وود استاک سال ۶۹ تا روز چهارم ادامه پیدا می‌‌کنه.
بعد از تموم شدن جنگ جهانی‌ دوم حاشیه‌های جامعه ی آمریکا علیه متن مسلط شورش می‌‌کنن، یه جنبش عمیق فرهنگی‌ - ادبی‌ و یه حرکت ریشه دار اجتماعی که توی همه بخش‌ها از موسیقی‌ راک و بلوز گرفته تا جنبش دانشجویی ... از هیپی گری گرفته تا جنبش برابری طلبی و جنبش صلح. جامعه ی آمریکا تا دهه ی ۷۰ به شدت بر افروخته میشه ... و وقتی‌ که سعی‌ می‌‌کنی‌ این تحولات اجتماعی رو ردیابی یا بهتر بگم ردزنی کنی‌ در اکثر موارد به یه اسم در دهه ۵۰ میرسی‌: بیت جنریشن یا همون نسل بیت خودمون.
نسل بیت سربازان شوریده ی آزادی در آمریکایی امروز بودند ... ایالات متحده‌ای که تمام شب سرفه می‌‌کنه و نمیگذاره بخوابیم.
نسل بیت یه جنبش اجتماعی ادبی امریکایی بود که توی دهه ی پنجاه در محیط های فرهنگی در سانفرانسیسکو و گرین ویلیج نیویورک شروع به کار کرد. اونا به جسارت و خلاقیت بدون مرز مبتلا شده بودن.
راستش خود واژه ی "بیت" بیشتر منو یاد شورش، دود سیگار و هیجان میندازه اما خود صفت انگلیسی "بیت" که اولین بار هانکه به کرواک معرفی‌ کرد به معنی‌ خسته و بی‌ رمق هست.
هسته‌ي اصلي و مركزي اين گروه را جك كروك، آلن گينزبرگ، نيل كاسادي و ويليام باروز تشكيل مي‌دادند. آن‌ها در دهه‌ي چهل هم‌ديگر را در حومه‌ي منهتن ديدار مي‌كردند و بعداً، به سان فرانسيسكو، مهاجرت كردند و در آن‌جا بود كه با پيوستن گَري سيندر، لارنس فِرلينگِتي، مايكل مَك كِلاو، فيليپ والِن و تعدادي ديگر به آن‌ها، اين گروه وارد مرحله‌ي تازه‌اي شد و آرام آرام شكل يك جنبش را به خود گرفت.
در سال 1948 مجله‌ي نيويورك تايمز گفت‌وگويي رو با جك کرواک ترتيب داد. کرواک اونجا گفت: بيت در مرحله‌ي اول در بر دارنده‌ي نوعي برهنگي ذهني است.
برای اینکه به اهمیت نسل بیت بیشتر پی‌ ببریم کافیه که فقط درباره ی یکی‌ از آثار این نسل یعنی رمان "در جاده" که سال ۱۹۵۷ توسط جاک کرواک نوشته شده  حرف بزنیم. رمان در جاده آسوده گی خیال و رفاه جامعه ی آمریکا رو بعد از جنگ جهانی‌ دوم شدیدا به چالش می‌‌گیره و خبر از تغییر وجدان در آمریکای اون روز میده.
اولین کارکرد رمان جاده‌ها این بود که بیشتر از یک تریلیون شلوار جین لوئیز و دستگاه قهوه ساز به فروش بره و بچه‌های زیادی بزنن به جاده. چون جک کرواک سه هفته ی تمام یک نفس پشت ماشین تایپ گنده و بد قواره قهوه ی غلیظ خورده بود و یه رمان تکون دهنده نوشته بود.

این رمان روح زمانه ی جامعه شد. روندی رو درست کرد که به فرهنگ جوونا معروف شد و حتا زندگی‌ آدم هایی مثل باب دیلن و تام ویتس رو متحول کرد و کلی‌ فیلم و ترانه و موسیقی‌ ساخته شد.
دوازده سال بعد هم کرواک میمیره، بعضی‌‌ها گفتن در اثر مصرف زیاد الکل کبدش مشکل پیدا کرد اما دوستای‌ نزدیکش میگن جک دق کرده بود. اون مثل اکثر نویسنده‌ها حساس و زود رنج بود و تحمل نمیکرد وقتی‌ میدید رمانش مسول همه ی رفتار‌های افراطی دهه ی معروف ۶۰ داره معرفی‌ میشه.

ادبيات بيت، وحشي و رام‌نشدني است، مشكل عمده‌ي اعضاي گروه بيت براي ساليان سال، چاپ آثارشان بود و اين موضوع خيلي قابل اهميت است كه چطور آن‌ها در سال‌هايي كه اميدي به چاپ و استقبال آثارشان نمي‌رفت، با دل‌گرمي به ادامه‌ي كار فكر كردند. ناشران معتقد بودند نوشته‌هاي آن‌ها غيرقابل فهم است و بنابراين ارزش چاپ كردن ندارد.

نسل بیت بخشی از حاشیه ی آمریکای بعد از جنگ جهانی دوم بود که میشه ادعا کرد، برمتن مسلط غلبه کردن. من از بمب اتم، هیروشیما، جنگ سرد، جناب مک کارتی، تلويزيون، آپارتاید  و جنگ ویتنام حرف نمی زنم. حرف من قصه ی یه "نه" بزرگه به همه ی اینا.  من از هوشیمین، مالکوم ایکس و ماهی قزل آلا حرف می زنم. نسلی که خلافِ جریان شنا کرد و جریان شد

خبر رادیو فردا در مورد تظاهرات برلین کذب محض است!



متاسفانه علی‌ رغم تکذیب و توضیح طرف ایرانی‌، نه تنها این رسانه گزارشش را اصلاح نکرده که همچنان تا لحظه ی برگزاری تجمع خبر بالاست، تظاهراتی که هم اکنون در برلین در حال برگزاری است هیچ ارتباطی‌ با کمپین "عشق اسرائیل" ندارد. 

شگفت آور اینکه وقتی‌ رویدادی یک "طرف ایرانی‌" دارد رسانه ی فارسی‌ به خبر یک وبسایت دست چندم و راست گرای اسرائیلی استناد کند.
بر اساس بیانیه وظایف و حقوق روزنامه نگاران مونیخ، باید شهامت اصلاح اطلاعاتی که نادرستیشان اثبات شده را داشته باشیم.



بعد التحریر:  وقتی‌ یه ماجرا به علت "دربرگیری" ایران انعکاس داده میشه، گزارش از طرف ایرانی‌ باید گرفته بشه، وقتی‌ خبر کذب داده میشه باید تکذیبیه طرف مقابل انعکاس داده بشه، حداقل اگه اینقدر وابسته هستیم، توی متن اصلاح شده جدید عدم ارتباط ماجرا با کمپین عشق تکرار بشه، مخصوصاً وقتی‌ اینقدر حساسیت برای طرف ایرانی‌ در مورد وابستگیش به اون کمپین وجود داره و بعضی‌‌هاشون حتا بیانیه علیه اونا امضا کردن، این رند بازی‌های اپوزیسیون باید تموم بشه!

پنجشنبه ۳ مهٔ ۲۰۱۲

مجموعه شعر ممنوع الچاپ جیغ کبود


مجموعه شعر "جیغ کبود" را که پس از ثبت، توسط وزارت فرهنگ ارشاد اسلامی ممنوع الچاپ اعلام شد را
 از اینجا دریافت کنید.

 از متن یکی‌ از شعر ها:

داد میزنم اهاااااااااااای
مردمی که مرده اید
انبساط انفجار را می‌شنوید؟
مردمان پوستتان وا رفته
و ترک خورده دلم من
چشم هامان بی‌ فروغ است
دروغ است
اگر می‌‌خندید
متلاشی شده ام
و کسی‌ صدای انفجار اعصاب مرا می‌‌شنود

جمعه ۲۷ آوریل ۲۰۱۲

در حواشی قانون سکس با جسد همسر در پارلمان مصر


یعنی اونی‌ که بعد از مرگ همسرش به جسدش تجاوز کنه مغزش چطوری کار می‌‌کنه؟ | نکروفیلیا یکی‌ از انحراف‌های جنسی‌ قدیمی‌ و شناخته شده است اولین بار در متون تاریخی‌ یونانی گزارش شده است، آنجا که وقتی‌ شاهزاده جوانی‌ می‌‌مرد تا زمان پوسیدن جسد در بالای قبرش نگهبان قرار می دادند چرا که شایعه ی سکس گورکنان قبرستان با اجساد مردگان وجود داشت.
در نکروفیلیا یا مرده دوستی‌، شخص به نزدیکی‌ با اجساد و یا قتل در هنگام سکس مبادرت  می‌ورزد، در شکل ملایم تر شده اش به خودکشی‌ و خود ارضایی توامان می‌‌پردازد ... مبارک باشد برای پارلمان اسلامی مصر که اصل مذهبی‌ "جماع الوداع" به معنی‌ اجازه ی سکس با جسد همسر را قانونی‌ خواهد کرد ... بوی گل بهار دیگه بلند شده!

شنبه ۲۱ آوریل ۲۰۱۲

هولوکاست فاشیستی به سبک جمهوری اسلامی علیه افغانستانی ها


پاک سازی نژادی مرا یاد آلمان نازی، بوسنی و کشتار ارامنه و آشوریان می‌‌اندازد، این بار در ایران دسته گل جدیدتری توسط جمهوری اسلامی به آب داده شده است.
این بار حضور افغانستانی نه در یک پارک کوهستانی که در تمام استان مازندران ممنوع شده است، مدیر کل مهاجران و اتباع خارجی‌ به وضوح از کلمه ی "پاکسازی" استفاده کرده است و اعلام کرده حتا اتباع افغانستانی که همسر ایرانی‌ دارن باید دست همسرشان را بگیرند و از این استان خارج شوند، او بخشنامه ی شورای تامین استان را یک "فرصت طلایی " دانست و گفت: "همه موظف به اجراي اين قانون و پاكسازي استان از اين اتباع هستيم".
شورای تامین استان مازندران نیروی انتظامی را نیز مکلف به دستگیری و اخراج مردم افغانستان از این استان کرده است.


اگر فاشیسم جز این معنی‌ دارد کسی‌ مرا روشن کند، هنوز کشتار مردم افغانستان را در شرق ایران و در زندان‌های رژیم فراموش نکرده ایم، بیشتر مواقع شرم می‌‌کنم با مردم افغانستان رو در رو هم کلام شوم، از این جهت که یک تاریخ علیه‌شان نژاد پرستی‌ کرده ایم و سرکوبشان کرده ایم،‌ای کاش این فیسبوک و تویییتر دهان داشتند و باز می‌‌کردند مرا می‌‌بلعیدند.
(امیرمحسن محمدی)
*پ.ن: برای دیدن مطلب منتشر شده در سایت وزارت کشور جمهوری اسلامی اینجا را کلیک کنید.

سالگرد انقلاب ناتمام افغانستان در ۲۷ آوریل ۱۹۷۸




پنج سال است که حکومت نظامی وابسته به غرب، پس از کودتای جولای ۱۹۷۳ علیه نظام سلطنتی، به ریاست سردادمحمد داوود در افغانستان حکومت می‌‌کند.

از ۱۶ آوریل ۱۹۷۸ با اوج گرفتن کشتار و سرکوب اعضای حزب دمکراتیک خلق افغانستان، نیروهای وابسته به این حزب عملا در دو راهی‌ انتخاب بین مرگ و نابودی دسته جمعی‌ یا دفاع مشروع قرار می‌‌گیرند.

ده روزی که افغانستان را می‌‌لرزاند تا حکومت سرنگون و انقلاب آغاز شود، روز ۲۷ آوریل کابل سقوط می‌‌کند.

کمتر از یک سال و نیم بعد در تاریخ ۱۶ سپتامبر ۱۹۷۹ نورمحمد تره کی رئیس جمهور وقت افغانستان به شکل مشکوکی به قتل می‌‌رسد و حفیظ الله امین که هدایت بخشی از نیروهای انقلاب را نیز به عهده داشت قدرت را در دست می‌گیرد.
پس از مدت کوتاهی حفیظ الله امین نیز به همراه یک افسر ارشد دیگر توسط کاماندو‌های ارتش شوروی که تنها ۲ روز است وارد خاک افغانستان شده بودند مورد "دخالت بشر دوستانه" قرار گرفته و به قتل می‌ رسند، به تاریخ ۲۷ دسامبر سنه ی ۱۹۷۹ میلادی.

*پ.ن: این تحول نیز تقریبا همزمان با انقلاب ایران رخ داده است، احتمالا نیرو‌های نظامی شوروی اگر در آن زمان دستشان در افغانستان بند نبود ایران را مورد دخالت بشر دوستانه قرار می‌‌دادند.
(امیرمحسن محمدی)

جمعه ۲۰ آوریل ۲۰۱۲

تولد مجازی در زندان


بند حفاظت اطلاعات زندان مرکزی اصفهان روزهای ملاقات دلگیری داشت ... همه منتظر آمدن خانواده هایشان بودند و ممنوع الملاقات ها حس می کردند کسی جلوی در زندان ایستاده است ... این برگه ی مجوز ملاقات که برای روز تولدم یعنی ۸ مرداد ۸۸ صادر شده رنگ سیاهی را درون من زنده می کند ... فردای روز کشته شدن رفیق علیرضا داودی است ... و بالای برگه توشته : «هرکس برادر مسلمان خود را با کلمه ای لطف آمیز! تکریم کند و غم ...او را بزداید همواره در سایه ی جاودان لطف الهی است»!

 میشل فوکو در مراقبت و تنبیه می نویسد : «ایجاد حالتی همیشگی و پایدار در فرد محبوس شده که از رویت پذیری خود آگاه باشد، حالتی که عملکرد خودکار قدرت را تضمین می کند پس باید به گونه ای عمل شود که اثرهای مراقبت همیشگی باشد، حتی اگر کنش آن ناپیوسته باشد» .
در قسمت مراجعه به جای بازداشتگاه امنیتی الف-طا نوشته اند : «جنب بیمارستان» و این چیزی ست که همیشه در برگه های ملاقات زندان اصفهان تکرار می شود. سه گانه ی فوکویی حبس روانپزشکی زندان را بخوانید.

با سفارت جمهوری اسلامی در مورد پدوفیلی موافقم


در پی‌ انتشار خبر رسوایی جنسی‌ دیپلمات ایرانی‌ در برزیل، سفارت جمهوری اسلامی در این کشور اعلام کرد: «اتهام تعدی جنسی، ناشی از تفاوت فرهنگی است»

ما ایرانی‌‌ها از نظر فرهنگی‌ عادت داریم انگ بزنیم و انگشت کنیم و شیث رضایی را به فنا بدهیم و بیایم در فیس بوک همدیگر را پوک کنیم به هم تهمت‌های آب دار بزنیم، وارد روابط‌ و خصوصی همدیگر شویم (به سرم اومده که می...گم) و بعد ماشین لباس شویی را اینبار در برزیل با مارک "پدوفیلیا" خودمان روشن کنیم انگار نه انگار اتفاقی افتاده.
 چقدر زنان ایران توی تاکسی و غیر مورد تعدی قرار گرفتن؟ دیپلماتمان هم انگشت کرده دیگه، اونم یکی‌ مثل بقیه.

دوستی‌ در این مورد به من جواب داد:
آقای محترم ، چرا به ملت خودت توهین می کنی؟ هان؟ انگار حواست نیس؟ حالت خوش نیس؟فرهنگ نداری؟عرق ملی نداری؟اینا رو هم نداری احساس داشته باش و نگاهت باید نگاه پلورالیستی باشه! خب ، ما ملت بچه بازی هستیم ، چرا نمی خوای اینو بپذیری؟ خیر سرت اهل ش...عری ها، تاریخ مکتوب ما پر از بچه بازیه، (همجنسگرایی نه ،بچه بازی ، دقیقن درست خوندی!) اونوقت که تا هواپیما از مرزهای ایران خارج می شه ،آروق فرهنگ اروپاییمون رو می زنیم، فکر اینجاشم باید بکنیم ، عزیز دل! بپذیر ما ملت بچه بازی هستیم ، هر کی هم باور نداره ، من حاضرم با دلایل روشن بهش ثابت کنم این بیماری همه گیره.


پ.ن: برویم سر بذاریم گوشه ی دیوار بهنود بیچاره بمیریم همه با هم

پنجشنبه ۱۹ آوریل ۲۰۱۲

رضا شهابی مهدی خزعلی نیست! با جان زندانیان بازی نکنید


پرده ی اول: کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران ادعا می‌ کند که همسر رضا شهابی در مصاحبه با این کمپین خبر از اعتصاب غذای خشک عضو چپ گرای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد را داده است.


پرده ی دوم: کمیته آزادی رضا شهابی که برادر او نیز در این کمیته است اعلام می‌کند خبر اعتصاب غذای خشک رضا شهابی کذب محض است و او تنها هنگام شنیدن حکم خود تهدید کرده که مجددا اعتصاب غذا خواهد کرد.


پرده ی سوم: سایت کلمه وابسته به اصلاح طلبان در خبری اعلام می‌‌کند که رضا شهابی به درخواست هم بندیانش اعتصاب غذای خود را پایان داده است.


پرده ی آخر: زنده باد مسعود باستانی روزنامه نگار زندانی که شرافت حرفه‌ای آن را داشت تا اولین کسی‌ باشد که ماجرای سندیکای کارگران شرکت واحد را به رسانه‌ها بکشاند.

سه‌شنبه ۱۰ آوریل ۲۰۱۲

معرفی‌ کتاب شکنجه گر و قربانی + یک نکته مهم


نویسنده ی این کتاب به واکاوی روابط بین شکنجه گر و قربانی می‌‌پردازد و سعی‌ دارد نقشه ی راه روان درمانان برای یافتن شکنجه گر درون این بیمار باشد.

در بخشی از این کتاب به علاقه و شاید عشقی که ما بین قربانی و شکنجه گر شکل می‌گیرد پرداخته می‌‌شود، چیزی که حالا به عنوان حرکت در چهار چوب نظام و قانون اساسی‌ توسط بعضی‌ از زندانیا‌ن سابق - که از اروپا و آمریکا دارند اصلاحات می‌‌کنند- جلوه می‌‌کند.

کتاب شکنجه گر و قربانی توسط فرانسواز سیرونی نوشته شده و توسط ارسطو سعید و فروغ احمدی به فارسی‌ برگردانده شده تا انتشارات پاژنگ آن را در سال ۱۳۷۹ منتشر کند و البته فکر می‌‌کنم در حال حاضر در ایران کمیاب یا نایاب باشد.

در بخشی از این کتاب می‌‌خوانیم: "شکنجه اثر قابل رويتي را پديد آورده است که نمی توان آن را به يک دعواي فردي و ناسازگاري مشخص دروني (روان شناختی) کاهش داد. آنگاه که با يک خواست بدخواهانه سر و کار داريم، ديگر نمی توانیم تنها به خود بيمار بپردازيم بلکه لازم است علت های تاثير را در نظر بگيريم و نظريه شکنجه گر که بيمار در زير شکنجه از وراي آن به شکنجه گر انديشيده است شناسايي شود. درمانگر مجبور است از طريق بيمار بر شخص سوم نادیدني که همانا شکنجه گر دروني شده است اثر بگذارد."

وقتی‌ اصلاحات به ما دخالت کرد!


صفحه را بسته بودم، عصر ۵ شنبه بود، از تحریریه آمدم بیرون و شروع به قدم زدن در چهار باغ بالا کردم، راستش یک هفته‌ای بود که داشتم روی یک فرم جدید در صفحه بندی سرویس فرهنگ و ادب کار می‌کردم، بصورت پله کانی در چهار ستون می خواستم گوشه چپ صفحه را از بالا به پایین پر کنم از نویسندگان و شاعرانی که در این هفته متولد شده بودند.


شنبه دیر بیدار شدم حدود ظهر در میدان انقلاب دیدم توزیع شده است، بی‌ تابی کردم و قبل از رسیدن به محل کار نشریه را از روی دکّه برداشتم و روی صفحه ۶ سطلی از آب یخ تا مغز استخوانم رفت، شیخ یوسف صانعی به ما وارد شده بود.


بی‌ شک یکی‌ از بد‌ترین خبر‌ها برای هر دبیر سرویسی ورود آگهی‌ به صفحه اش است، خبری که برای صاحب امتیاز همیشه خوشحال کننده ‌ست، به تحریره که رسیدم سر ظهر بود، مثل همیشه سردبیر ما وقت اذان بلند بلند داشت همه گان را به رستگاری! دعوت می‌‌کرد، کیفم را گذاشتم گوشه‌ای و رفتم در بالکن سیگار بکشم.

*توضیح: تصویر فوق متعلق به همان صفحه ی روزنامه کذایی است و آگاهی‌ شیخ یوسف هم در سمت چپ آن مشهود!

دوشنبه ۹ آوریل ۲۰۱۲

میرحسین موسوی: در مورد کشتار تابستان ۶۷ هیچ رحمی نداریم!


در گزارشی که جیوفری رابرتسون وکیل برجسته ی انگلیسی و همکار دیدبان حقوق بشر سازمان ملل متحد در روزنامه ی گاردین منتشر کرده است، صراحتاً به مصاحبه‌ای که میرحسین موسوی با تلویزیون اتریش چند ماه بعد از نسل کشی زندانیا‌ن سیاسی در تابستان ۶۷ انجام داده اشاره اشاره می‌‌کند و می‌ نویسد:
آقای موسوی در جواب اعتراضات سازمان عفو بین الملل به قتل عام سال ۶۷، بطور دروغین گفت: آن زندانی ها قصد توطئه و قیام داشتند و ما باید این فتنه را سرکوب می کردیم و در این مورد هیچ رحمی نداریم .


*بعد التحریر: سوالی که بعد از انتشار این خبر برای من مرتبن تکرار شده این است که آیا هیچ کسی‌ نیست که به آرشیو تلویزیون اتریش سری بزند و اصل این مصاحبه را بیرون بکشد؟
 

یکشنبه ۸ آوریل ۲۰۱۲

یک عکس، یک درد، یک تاریخ آوارگی - Հայոց Ցեղասպանություն


در سالگرد قتل عام ارامنه و آشوریان توسط سربازان ترکیه قرار داریم، بی‌ شک این نسل کشی‌ اگر بیش از فاجعه ی هولوکاست نباشد ...اما کم ندارد. عکس فوق یکی‌ از مسئولان کوچ را نشان می‌‌دهد که با نشان دادن تکه نانی به ارمنیان و آشوریان در حال مرگ از گرسنگی، مشغول شکنجه ی آنان است.

اصفهان که بودیم هر سال در این تاریخ ارمنیان راه پیمایی آرامی داشتند و از کلیسای مریم تا کلیسای وانک پلاکاردهایی خاموش را حمل می‌‌کردند. از چند روز قبل نیز معمولن شعار نویسی هایی می‌‌شد با عنوان: "مرگ بر دولت فاشست ترکیه".

در جریان این "جنایت بزرگ" که در فاصله ی سال‌های ۱۹۱۵ تا ۱۹۱۷ توسط دولت عثمانی اتفاق افتاد حدود ۳ میلیون نفر از مسیحیان (ارامنه، آشوریان و کلدانیان، بونتیک های یونانی) کشته شدند و صد‌ها هزار نفر "نفی بلد" شدند و به کشور‌های سوریه، ایران، عراق و ... بصورت اجباری کوچانده شدند. بسیاری از آنها نیز در مسیر کوچ با شکنجه‌ها و تجاوز فراوان رو برو بودند و در شرایط سخت مسیر به علت تشنگی و گرسنگی در گذشتند.

دولت ترکیه تا چند سال پیش این حادثه ی فجیع را نفی می‌‌کرد و نوشتن در این باره در ترکیه ممنوع بود، هر چند هنوز نیز مسئولیت این کشتار را به عهده نمی‌‌گیرد و سعی‌ دارد با عوض کردن تاریخ ماجرا را بصورت جنگی دو طرفه جلوه دهد. ۲ سال پیش یکی‌ از روزنامه نگاران ارمنی تبار تورکیه که بصورت ویژه‌ای بر بازخوانی این کشتار کار می‌‌کرد در استانبول ترور و کشته شد.

شنبه ۷ آوریل ۲۰۱۲

بوسه‌ ی ۶۰۰۰ ساله و ملاحظاتی شش گانه در باب پایین تنه


کاری با صحت و سقم عکسی‌ که این روز‌ها به عنوان بوسه‌ ی ۶۰۰۰ ساله از حفاری‌های تپه ی حسنلو در آذربایجان در اینترنت منتشر شده ندارم و اصلا در پی‌ آن هم نبوده ام.
با دیدن این عکس اولین سوالی که به ذهن خطور می‌‌کند این است: آیا ما ملت اصیل‌ و برتر ایران در ۶۰۰۰ سال پیش بوسه‌ ی فرانسوی به صورت اش تو اش، داس تو داس، فید تو بلک داشته ایم؟ راستی‌ چرا در بخش پائین تنه فاصله ی قابل توجهی‌ با هم پیدا کرده اند؟!
حل اگر کمی‌ تلاش کنیم تا به بازخوانی این عکس به اصطلاح تاریخی‌ بپردازیم حالت‌های مختلف زیر را می‌‌توانیم تصور کنیم:
۱- جنازه‌ها مشغول عشق بازی در گور بوده اند و همین که متوجه شده اند شخصی دارد از آنها عکس می‌‌گیرد از پایین تنه از هم فاصله گرفته اند تا کسی‌ فکر بد نکند.
۲- دو عاشق در هنگام عشق بازی مشترکن در دم سکته زده اند و گورکن رمانتیک اصیل آریایی آنها را به همین صورت در گور گذاشته است.
۳- باستان شناس رمانتیک اصیل آریایی شب قبل از اینکه دو جنازه را پیدا کند فیلم گوژ پشت نتردام را دیده بوده است.
۴- گور کن ۶۰۰۰ ساله ی اصیل آریایی دو جنازه را در  آغوش هم تنظیم کرده است اما از آنجایی که نگران بوده بعد از ریختن خاک آن دو عملی‌ را مرتکب شوند از ناحیه کمر آ ن دو را جدا کرده و فاصله داده است.
۵- حفار‌های غیر مجاز این دو جنازه را در حال انجام عملی‌ شیطانی و زشت کشف کرده اند و برای حفظ آبروی ۶۰۰۰ هزار ساله ی ما "آن" را در آورده اند و از هم فاصله‌شان داده اند.
۶- دو جنازه در زمان بعد از پیروزی جنبش سبز کشف شده اند که همچنان پابلیک سکس عملی‌ بر خلاف قانون شریعت به حساب می‌‌آید و این دو به محض اینکه گشت ارتقای سبزی اجتماعی را دیده اند از هم فاصله گرفته اند.
*پ.ن: نظر بنده به آرمان‌های امام راحل نزدیک تر است.

پنجشنبه ۵ آوریل ۲۰۱۲

لطفا خالی‌ نبندید ... دروغ ممنوع است!

عکس  متعلق به هولگر مینز از اعضا ارتش سرخ آلمان است که در تاریخ ۹ نوامبر ۱۹۷۴ در اثر اعتصاب غذا در زندان‌های آلمان جان سپرد.

هولگر مینز ۵۳ روز در اعتصاب غذا بود و هنگامی که درگذشت با حدود ۱۸۰ سانتی متر قد، وزنش به ۳۹ کیلوگرم رسیده بود.
جنبش سبز به سوپر من نیاز ندارد، جنبش به تحریف واقعیت و دروغ پراکنی نیاز ندارد، جنبش سبز تنها به کمی‌ شرافت سیاسی و اخلاق حرفه‌ای ژورنالیستی نیاز دارد.

*پ.ن:  عکس مهدی خزعلی بعد از ۱۰۰ هزار روز اعتصاب غذای قبراق و در حال کوهنوردی در ۱۲ فروردین امسال:

چهارشنبه ۴ آوریل ۲۰۱۲

For peace, for Palestine - Iranian left manifesto to defend people


Following the recent rumors of a military attack on Iran, some of the Israeli citizens have initiated a campaign, disagreeing with the probable war of the the American and Israeli states against Iran and regarding that, they keep sending the messages of friendship and respect to the people of Iran, and of course; from an advanced position, including the message that “We won't ever attack Iran.” Some of the Iranians, have sent the same messages of friendship and respect to the Israelis as well, while acquitting the militant attitude of the Iranian government, have disagreed with the attack against Iran. Not to forget that some of the early organizers of the movement on the Iranian side are the right wing political activists, who didn't have any sense towards supporting an attack against Iran, and kept announcing their clear and latent supports of economic sanctions and war in the mass media as a “Humanitarian Intervention”. A part of this Iranian neoliberal army were against Iran in that “Humanitarian Intervention” by the super powers. Although the Friendship and anti-war campaign from the citizens, independent of the governments, in these critical conditions of ٰverbal war and the thirst of both sides for a crisis could be a positive step; ignoring the agony of Iranians in the past thirty-three years and the problem of the Palestinian people are the forgotten parts in this campaign.

In our opinion, the anti-war popular movements should symbolically remove the borders among the countries-where governments act- and try to make more solidarity among the people of the countries in crisis. “The Anti-War Campaign” in Israel has to start its existence with the criticism and negation of the “Barrier Wall” that is an obstacle between the Israeli people and the other people of the world. No anti-war campaign can ever send the friendship and peace messages to any point of the world, without passing the ignored bodies of the Palestinians who are facing the poverty. The Israelis can't disagree with the war against Iran before understanding that important fact due to which, at the time being; there is a war against the people of Iran and Palestine which is of course not detached from the political and economical injustice of Israel and the other parts of the world.

The threat of a military intervention and the risk of a war against Iran is at its peak in the conditions in which the attention of a part of the people and political activists in the world has shifted from the nuclear case to the economic and political demands of the Iranian people, following their combat and resistance in the past three years. Just in time in which the government is under the huge pressure of political and economic dissatisfaction and the resistance of the Iranians, the threat of war has come as an aid to the Iranian government to deviate the attention from the internal problems and postpone the achievement of historical and political demands of equality and liberty for the people. Just in case that many Iranians are jailed for these demands or are forced to leave the country. These conditions were also in progress also in the peak of the battles after the 1979 revolution, just when Saddam Hussain was being supported by the United States and Europe to a war against Iran. The Iraq war against Iran, made the people defend their lives and nation, instead of stopping the deviation of their revolution and resisting its confiscation by the anti-revolutionaries. Maybe that's a reason that many Iranians, conclude a threat of war against their countries as an effort of other states to keep the Islamic Republic in place, in the situation in which the Islamic Republic is going through its weakest condition.
It's been more than thirty years, which the Iranians not only have suffered from the frequency of a threat of war against their country but have also been the victim of one-sided sanctions and each year, a huge number of them, are killed in aerial accidents, following these sanctions. The undeniable effects of the sanctions on the health service organizers, has put the medical and sanitary sections in a deep crisis. These sanctions and threats have led to the establishment of underground markets and increase of economic corruption by sections of the government. It's clearly visible that the economic sanctions and the threats of war are not a trouble, just for the government, but mainly for the economic and politic status of Iran, the resistance of the people and their hope to achieve a better future. People who have suffered from an American-English Coup d'etat, have faced its consequences up to today, and their resistance is mostly hit by the war threats of the world super powers, have endless reasons to feel politically frustrated about making their fate. The doubt for these people is not a “Conspiracy Theory” but a logical conclusion of their history.

In addition, we believe that this anti-war campaign, only by including the Palestinian people, can announce its independence and convince the others to be chasing justice, apart from races and nations, and show its understanding of the relation between the Palestinians and the war threat against Iran. The discourse of Palestine is not just limited to Palestinians. Palestine is a global concept that goes beyond the borders. The solidarity among the oppressed nations is crucial in order to avoid the problem of one, exploiting the others. Meanwhile the labor activists such as “Reza Shahabi”, “Shahrokh Zamani”, “Behnam Ebrahim Zade”, “Mohammad Jarahi”, “Ebrahim Madadi”, “Alireza Akhavan”, “Pedram Nasrollahi” and many others are jailed for years because of their deeds to defend the rights of the diligents, the discourse of Palestine from the Islamic Republic is just a form of stupid exploitation of the states in order to introduce themselves as a symbol of defending the oppressed. The Turkish government as well, by oppressing the Kurds because of holding their new year feasts and jails a student because of using a Palestinian shawl, is using the Palestine discourse in another from in order to be named as a defender of the people under oppression.

Instead of what the powers want us to believe, the Israeli, Iranian and Syrian states do not basically have any hatred towards one another. On the other hand, they act as a complementary force to meet the others' need in this anti-popular cycle. For instance, how could the Israeli government, without instrumental use of the Iranian government to deviate the global public and media, alongside the systematic oppression of the Palestinian and the hunger strike of “Hana Al Shalabi”, withstand the massive popular demonstration against the unjust methods of the finance processes? How can the Iranian government; while trying its best to suppress the resistance of the workers, social activists, students, and journalists, withstand the popular resistance of the Iranians without the aid of Israeli government in creating a war risk and expanding the verbal war?

In our idea, in such a background where the anti-war campaign and the mutual respect among the Iranian and Israeli citizens has formed up, denouncing war and the imperialistic violation of Israel and its allies has to be in close relationship with the defense of Palestinians' rights, and battling the non-popular governments in the region such as Israel, Syria, Turkey and Iran, etc. who use the Palestine discourse to cover their own dictatorship and restriction over their own people. As well, the Palestinians have to be aware that justice and emancipation won't occur through the aids of dictator governments, because these governments have stood up alongside the avant-guard forces of the world, supporting Palestine in order to cover their internal systematic oppressions and their political deals with imperialism.


Amir Abbas Azarmvand
Soheil Asefi
Asal Akhavan
Marjan Eftekhari
Maryam Afshari
Babak Akbari Farahani
Amir Amirgholi
Behdad Bordbar
Hazhir Pelaschi
Arezoo poor Esmaeili
Zahra Poor Azizi
Abed Tavanche
Mansoor Teifoori
Esmaeil Jalilvand
Iranian left students in Tabriz
Amin Hosuri
Mina Khanlarzadeh
Mina Khani
Ashkan Khorasani
Golnaz Khaje giri
Sara Dehkordi
Valiasr Fotoblog
Ata Rahmati
Pezhman Rahimi
Rezvan Zandieh
Taha Zeinali
Robert Sepanian
Mohsen Sohrabi
Saman Shah Moradi
Messi Shirvani
Setareh Saboor
Mohsen Emadi
Meisam Farhang
Ali Kalaei
Arash Kia
Amir Mohsen Mohammadi
Ghader Mohammadi
Sepehr Masakeni
Amir Mehrzad
Younes Mirhosseini
Parisa Nasrabadi
Pouya Nodehi
Bahador Nikfar
Armin Niknam
Vahid Valizadeh
Adnan Hamghabileh
Sahar Yazdani pour

you can send your name to iraninanleft@gmail.com to sign this manifesto.

In farsi:
http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=44657

پنجشنبه ۲۹ مارس ۲۰۱۲

اتوپینتوگرافی کودک درون امیرمحسن در اعتراض به جنگ!!


ایران ۶ ماه پس از حمله نظامی، توان هسته‌ای خود را بازیابی می‌‌کند



آمریکا و اسرائیل مکان دقیق تأسیسات هسته‌ای ایران را نمی‌‌دانند در نتیجه این امکان وجود دارد که حمله ی نظامی اسرائیل به ایران با موفقیت برای این کشور همراه نباشد.

روزنامه اسرائیلی محافظه کار هارتص به نقل از گزارش روز چهار شنبه ی بلومبرگ، عنوان کرد محققان کنگره ی آمریکا اعتقاد دارند ایران پس از گذشت ۶ ماه از حمله ی نظامی امکان بازیابی توان هسته‌ای و راه انداختن مجدد سانتریفیوژ‌های خود را دارد.

بر اساس گزارش تحلیلگران در سرویس تحقیقات کنگره ی آمریکا که با استناد به اظهارات مقامات فعلی‌ و سابق ایالات متحده انجام گرفته است، کارگاه‌های غنی سازی اورانیوم و سانتریفیوژ‌های جمهوری اسلامی به صورت گسترده‌ای در ایران پراکنده و مخفی شده اند که همین امر حمله ی نظامی اسرائیل را با پیچیدگی هایی مواجه می‌‌کند.

اسرائیل و ایالت متحده دقیقا نمی‌‌دانند که تأسیسات غنی سازی اورانیوم ایران در کجا قرار دارد و همین امر هرگونه ارزیابی میزان موفقیت احتمالی‌ این حمله را با مشکل مواجه ساخته است.

*پ.ن: از نظر من این گزارش می‌‌تواند آغاز برنامه ریزی برای یک حمله ی نظامی "نامحدود" باشد.

چهارشنبه ۲۸ مارس ۲۰۱۲

بمب‌های عشق اسرائیل و پدافند معشوق ایرانی‌


امروز در فارین پالیسی گزارشی منتشر شده مبنی بر اینکه اسرائیل به تازگی پشت مرز‌های شمالی‌ ایران پایگاه هوایی نظامی تاسیس کرده است، به خودم حق می‌‌دهم به برخی‌ پاسخ هایی که در کمپین این عشق می‌‌بینم مشکوک باشم، من این پرچم را نمی‌‌شناسم، من با این پرچم سرکوب شدم، شکنجه و قتل عام شدم ... خرچنگی که وسط این پرچم هست نیمه ی دیگر همان بختک سیاهی ست که خاورمیانه را به سو‌ی نابودی می‌‌برد، ساکنان ایران و اورشلیم در این بازی نقشی‌ ندارند .

عکس از صفحه ی ایران عاشق اسرائیل است

حدود ۱۰۰۰ زن پاکستانی در سال گذشته به قتل رسیده اند



در سال گذشته حدود ۱۰۰۰ زن و دختر پاکستانی توسط پدر، شوهر و یا برادر خود به قتل رسیده اند که این آمار بسیار وحشتناکی از خشونت منجر قتل ناموسی به حساب می‌‌آید.

بر اساس گزارش کمیسیون حقوق بشر پاکستان تلفات واقعی‌ بیشتر از این است چرا که بسیاری از این موارد توسط خانواده یا پلیس مخفی شده است.

این آمار نسبت به سال ۲۰۱۰ حدود ۱۰۰ نفر افزایش داشته است و در بسیاری از این موارد  پلیس نیز به عنوان ابزار اعمال فشار علیه این زنان عمل کرده است.

زنان در پاکستان وقتی‌ در مقابل خواست‌های خانواده‌هایشان قرار گرفته و یا اینکه حتا مورد سوضن قرار می‌‌گیرند  با بی‌ رحمی به نام "ناموس" کشته می‌‌شوند.

نقاشی‌های دیوار حائل کرانه ی باختری در فلسطین



بنکسی هنرمند ناشناسی است که با نقاشی‌های حیرت انگیز گرافیتی خود بر روی دیوار حائل کرانه ی باختری در فلسطین جهانیان را خیره کرد.
برای دیدن سایر آثار این هنرمند آلبوم را باز کنید یا به وب سایتش مراجعه کنید.

صدها نفر از زنان افغانستانی به علت "جرائم اخلاقی" در زندان هستند


سازمان دیده بان حقوق بشر در گزارشی که امروز منتشر کرده اعلام داشته که حدود ۴۰۰ نفر از زنان و دختران نوجوان افغانستانی که به علت جرائم اخلاقی‌ در زندان هستند باید هرچه سریع تر آزاد شوند.

این سازمان درخواست کرده که ایالت متحده آمریکا و سایر کشور‌ها دولت افغانستان تحت رهبری حامد کرزای را زیر فشار قرار دهد تا هرچه سریع تر به حبس غیر قانونی‌ این زنان پایان دهد.

این جرائم اخلاقی‌ اکثرا شامل فرار از ازدواج اجباری یا خشونت خانگی ، زنا و رابطه ی جنسی‌ خارج از ازدواج هستند.

زنا بر اساس قوانین فعلی‌ افغانستان مجازات تا ۱۵ سال حبس را به همراه دارد.

سه‌شنبه ۲۷ مارس ۲۰۱۲

آمریکا با ۴۳ اعدام در سال گذشته به مقام پنجم جهان رسید


بر اساس گزارش سازمان عفو بین الملل در سال گذشته حداقل ۶۷۶ نفر در سراسر جهان اعدام شده اند که البته این آمار شامل کشور چین که در آن تعداد اعدام‌ها محرمانه به حساب می‌‌آید نیست.

ایران نیز کماکان با آمار بیش از ۳۶۰ اعدام در رتبه ی دوم جای دارد و این سازمان هشدار می‌‌دهد تعداد اعدام‌ها در ایران بیشتر می‌‌تواند باشد چرا که بر اساس اطلاعات معتبر تعداد قابل توجهی‌ از اعدام‌ها بصورت رسمی‌ اعلام نشده است.

ایالات متحده آمریکا با اعدام ۴۳ نفر مقام پنجم را در فهرست سازمان عفو بین الملل از آن خود کرده است و این کشور تنها عضو گروه جی‌۸ است که کماکان به اعدام شهروندانش ادامه می‌‌دهد.

بر اساس این گزارش در سال گذشته از میان ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل ۱۸ کشور مجازات اعدام را اجرا کرده اند و از میان کشورهایی که سابقن متعلق به اتحاد جماهیر شوروی بودند تنها کشور بلاروس این مجازات را به کار برده است.

سازمان عفو بین الملل می‌‌گوید در پایان سال ۲۰۱۱ نزدیک به ۱۹ هزار نفر در سراسر جهان در انتظار اجرای حکم اعدام هستند.

*پ.ن.۱: عکس متعلق به مراسم اعدام آلن آلی دیویس است که پس از شکنجه‌های شدید، در ۸ جولای ۱۹۹۹ توسط صندلی‌ الکتریکی در آمریکا اعدام شد.
*پ.ن.۲: برای دیدن گزارش ویدویی سازمان عفو بین الملل اینجا را کلیک کنید.

منبع: سایت انگلیسی صدای آمریکا

دوشنبه ۲۶ مارس ۲۰۱۲

مخالفت با جنگ و دریوزگی سیاسی



پاسخ فعالان ضد جنگ در اسرائیل که با حمایت احزاب چپ این کشور علیه حمله به ایران واکنش نشان می‌‌دهند "من یک صهیونیست هستم" نیست ... این خیانت به مردمی است که درون کشور خودشان نیز برای حمایت از حق انکار نشدنی‌ مردم فلسطین سرکوب می‌‌شوند و به زندان می‌‌روند. اسرائیل بر اساس قرارداد‌های صلحی‌ که خودش پذیرفته ملزم به آزاد سازی اراضی‌ اشغالی، توقف کشتار فلسطینی‌ها و شهرک سازی است ... أشواق دمي لأرضي وداري یا شعب الفلسطيني!
بگذریم از اینکه رادیوفردا نیز در در پاراگراف آخر گفت‌و‌گویی که با فرنوش رام، خبرنگار در اسرائیل داشته اینچنین نوشته: " تقریبا می‌شود گفت که احزاب در ایجاد آن نقشی نداشتند. اما هیچ تردیدی نیست که احزاب میانه و چپ اسرائیل هم مسلما از این نوع تجمع‌ها طرفداری می‌کنند."

*پ.ن. ۱: عکس مربوط به بزرگ‌ترین تظاهرات ضد جنگ با ایران است که مردم اسرائیل در روز ۲۴ مارس داشتند.
*پ.ن.۲: برای دیدن فیلم این تجمع اینجا را کلیک کنید.

شنبه ۲۴ مارس ۲۰۱۲

ما عاشق فلسطین هستیم



اسرائیل داف نیست عجوزه‌ای است با تاریخ شکنجه‌های وحشیانه و کشتار مردم فلسطین  از من نخواهید با قاتل معشوقه‌ام به رختخواب بروم.
دولت شکل گرفته در مزارع غصب شده ی زیتون را - وقتی‌ هنوز کشتار مردم و شکنجه در زندان‌های اسرائیل ادامه دارد - به رسمیت نمی‌‌شناسیم. از نظر من مساله ی فلسطین تنها یک راه حل دارد: آزاد سازی اراضی‌ اشغالی، توقف شهرک سازی و قتل عام مردم و بازگشت به مرز‌های پیش از سال ۱۹۶۷.
نام سرود ملی‌ خلق فلسطین "فدایی" است. سرود فدایی فارسی‌ را که حمید اشرف نیز خوانده است از روی آن ساخته اند .
روزی شهید می شوی از بس که زنده ای ...

جمعه ۲۳ مارس ۲۰۱۲

سقوط یک شی فضایی ناشناخته در سیبری



یک شی فضایی به وزن ۲۰۰ کیلو گرم و ارتفاع حدودن ۲ متر در نزدیکی‌ یک روستا در منطقه ی سیبری سقوط کرده است.

به گزارش دیلی میل، کارشناسان فضایی روسیه می‌گویند به نظر نمی‌‌رسد این شی مربوط به فناوری موشک‌های فضای و راکت‌های حمل ماهواره باشد.

مردم محلی اصرار دارند این شی که در حال حاضر تحت حفاظت‌های شدید پلیس قرار دارد، درب جداشده ی یک سفینه ی فضایی یعنی یوفو است.



video

پنجشنبه ۲۲ مارس ۲۰۱۲

آب دلیل جنگ‌ها و ابزار تروریسم آینده خواهد بود



بر اساس گزارش آژانس اطلاعات و امنیت آمریکا که روز پنجشنبه منتشر شد، خشکسالی، سیل و کمبود آب شیرین می‌‌تواند به تنش‌های جدی در ۱۰ سال آینده بین کشور‌ها یا درون خود کشور‌ها منجر شود.

به گزارش آسوشیتد پرس، بر این اساس اما از سال ۲۰۲۲ به بعد، از آب به عنوان یک ابزار تروریستی استفاده خواهد شد که این احتمال برای جنوب آسیا، خاورمیانه و شمال آفریقا بسیار بیشتر است.

عکس: مراسم نوروز در شهر آنتالیای ترکیه


علی‌ رغم ممنوعیت برگزاری مراسم نوروز  و سرکوب کرد‌ها در ترکیه هزاران نفر از دانشجویان، مردم و طرفداران حزب ب.د.پ این مراسم را در شهر آنتالیا جشن گرفتند، پلیس آنتالیا پس از درگیری با مردم حدود ۲۵ نفر را بازداشت کرده است.  

یکشنبه ۱۸ مارس ۲۰۱۲

گارد شکست طلبی و جنبش خیابان‌های سوریه




من نمی‌‌فهمم چرا همه فیلم جسد‌ها و زخمی‌های وحشتناک و جنایات سوریه را به اشتراک می‌‌گذرند؟
از این دست فیلم‌ها در جریان لیبی و عراق و افغانستان و کردستان و ... زیاد هست اما همان کسانی‌ که به صحنه‌های تماشای حکم اعدام به عنوان "رواج خشونت" انتقاد می‌‌کردند حالا دارند تصاویر یکی‌ از کثیف‌ترین و خشن‌ترین جنایت تاریخ را با دوستانشان به اشتراک می‌‌گذرند.
به جای این سبک کار که تنها به شکست جنبش خیابان‌های سوریه منتهی‌ خواهد شد، تحلیل بیشتری ارائه کنید لطفا.

احمد فاروقی قاجار، معمار سینمای مستند ایران




صبح امروز، امیرمحسن محمدی: پس از اهدای جایزه اسکار به اصغر فرهادی سیل موج شادی و تحسین ما بین ایرانیان براه افتاد و بسیاری حتا عکس‌های نمایه فیس بوکشان هنوز “اصغر فرهادی” است.  موجی از جنس جذابیت‌های اروتیک هالیوود، که موجب شده بسیاری که حتا الفبای سینما و تاریخچه جایزه زرد اسکار را هم نمی‌‌دانستند به جنون جمعی وا داشته شوند؛ هر آینه مانده اصغر فرهادی را به رهبر معنوی خود تبدیل کنند غافل از این که تاریخ سینمای ایران فیلم‌سازان بسیار بزرگی را با خود دارد که در گیرودار سیاسی شدن هنر و سینما و تئاتر به تاریک خانه فراموشی سپرده شده‌اند.
یکی از این فیلم سازان برجسته تاریخ سینمای ایران “احمد فاروقی قاجار” است که متاسفانه در جستجوی اینترنتی‌ هیچ سرفصل و مطلب مجزایی به فارسی در باره ی فاروقی وجود ندارد، تنها در خاطرات بعضی‌ از بزرگان سینما به او اشاره شده است و این نشانه  اوج ناشناختگی و مهجور ماندن این فیلمساز بزرگ ایرانی‌ است.
احمد فاروقی قاجار اولین ایرانی‌ است که جایزه جشنواره ی کن را در سال ۱۹۶۴ از طرف شورای عالی‌ تکنیک این جشنواره برای فیلم مستند- داستانی‌ “طلوع جدی”دریافت می‌کند واز همین روی به جرات می‌‌توان او  را “معمار سینمای مستند ایران” نامید.
فاروقی فیلم “طلوع جدی” را در ۲۵ سالگی می‌‌سازد. این فیلم درباره مسائل اجتماعی شهر اصفهان است و بخشی از آن در مسیر قایم باشک بازی‌های دختر و پسری نوجوان در بناهای معماری اصفهان اتفاق می‌‌افتد.
این فیلم در همان سال جنجال شدیدی در مطبوعات ایران می‌‌آفریند، تا جایی که در سال ۱۳۴۱ مجله فیلم و هنر مقاله‌ای اعتراضی زیر عنوان: “آقای فاروقی بهتر است شما گورتان را گم کنید” در مورد او منتشر می‌کند.
او در سال ۱۳۴۳ در مصاحبه‌ای که با خبرنگار مجله ی روشنفکر انجام می‌‌دهد، در پاسخ به سوالی که در مورد راه حل بهبود فیلم سازی در ایران از او پرسیده شد گفته بود: “باید سه چهارم فیلمساز‌های تجاری را ریخت دور … نه، نه، کلیه ی فیلمساز‌های فعلی‌ بروند گورشان را گم کنند، بروند یخچال دست دوم بخرند و پسته بفروشند، پسته بفروشند، شر خودشان را از سر سینمای فارسی‌ کم کنند تا جوانانی که حرفی برای گفتن دارند جای آنها را بگیرند.
احمد فاروقی قاجار در سال ۱۹۳۸ در پاریس متولد شده و تحصیلاتش را در رشته ی سینما در اروپا و آمریکا به اتمام می‌‌رساند، از دیگر آثار او میتوان به تهران امروز ۱۳۴۱، طلوع جدی ۱۳۴۲ ، افق ۱۳۴۳، دنیاى دیگر ۱۳۴۵ ، بحران در یونان ۱۳۴۶، بحران چکسلواکى ۱۳۴۷ ، سپتامبر سیاه ۱۳۴۷، هنر اسلامى ۱۳۴۸، پیدایش بنگلادش ۱۳۵۰ و بسیاری دیگر اشاره کرد.